خشت کج نخستين بار ها با خود انديشيده ام که مگر مي شود کسي براي خود، و فقط براي خود بنويسد بي آن که تلاش کند حرفي بزند تا مخاطب را خوش آيد و ترغيب به ادامه ي خواندن و تداوم سخن. باور نکرده ام و زمان گذشته است. ادامه ----- تکه آهن هاي بالاي در تلق تلوق آهن تکه هاي بالاي در ورودي، يعني که تو آمده اي. حالا مرد ميان سال با موهاي جو گندمي اش بايد نگاهي به من بکند و بعد بپرسد : بالاخره چي مي خوري ؟ نگاهي به منو مي کني و دو قهوه فرانسه سفارش مي دهيم. نشسته اي روبرويم که مشتري بعدي وارد مي شود. ادامه ----- شادباشي دوباره ؟ سالن منتظر اهداي جوايز بيست سال ادبيات داستاني بود که شايد حضور وزير محبوب فرهنگ در آن روزها در آن سالن موجب شد تا جايزه ي احمد محمود که نامش به عنوان برگزيده ي ويژه جشنواره روي کاغذ و اخبار روزنامه ها باقي بماند و جايزه اي به وي تعلق نگيرد. ادامه ----- مهران آمد ين شخصي بودن وبلاگ هم بهانه اي ايست براي معرفي هاي کاملا شخصي. حالا که مهران (که البته کنکور هم دارد ) وارد بلاگستان شد مي توان نوشته هايش را خواند. مهران برادر کوچکترم ماه ها پيش وبلاگي به نام عکس روز راه اندازي کرد که نسبتا ادامه ----- دولت ۱۰۰ ساله ي کرزاي از نقش نمونه خواني در روزنامه هاي ايراني غافل نشويد ! هفته نامه پيام آور را امروز عليرغم اينکه هيچ نقشي در آن نداشتم و نه مزدک اونجا بود و نه سيامک خريدم. ادامه ----- روزنامه ي جهان فوتبال يک ساله شد! عکس بالا متعلق به پژمان راهبر است که امروز در يک سالگي روزنامه اش جهان فوتبال به عنوان خبرنگار ورزشي در بوسان به سر مي برد. از روزي که يادداشت هاي زير زمين در تماشاگران را رها کرد و به روزنامه اي در خيابان مستوفي تهران رفت تا امروز که روزنامه ي او به خيابان خردمند انتقال پيدا کرده است يک سال مي گذرد. ادامه ----- وبلاگ نگاري هميشه وبلاگ احسان از اولين صفحات اينترنتيه که مي خونمش روزي يه بار ! سايت شخصي احسان يک مزيت بزرگ داشت و اون هم آپ تو ديت مرتبش بود. حالا که خودش اعلام کرده احتمالا ديگه مرتب نخواهد نوشت ديگه نمي دونم چه سرنوشتي پيدا مي کنه ! فقط احسان کاش قبل از رفتن يک تمپليتي چيزي هم براي ما درست مي کردي. ادامه ----- دستخط اينترنتي براي شهيار ! آقاي شهيار قنبري! برنامه ي تلوزيوني اين هفته ات را نديدم ولي روايت هاي گوناگوني از آن شنيدم . گويا از من خواستار پاسخي شده اي به سخنانت در تلوزيون جام جم آپادانا که خود در پاسخ نوشته ام در وبلاگ دستخط بوده است. شهيار !وجه ترانه سرايي تو را از بسياري ديگر متمايز مي کند. ترانه هاي نابت نام تو را در جايگاهي قرار داده است که شايد نهايتا بيش از ۱۰ نفر در آن ميان جاي نگيرند. ادامه ----- سردبير :عمه ي کي ؟ واي که چقدر اين رجب هوم سيخ شده ! واي که چه کارش درسته اين عمه ! ادامه ----- باز هم پيتزا عجب موجود خوشمزه و باحاليه !! جالبترين بخشش اينجاست که ميدوني که هيچ چيز مفيدي توش نيست و فقط شامل يه سري مزخرفه ! (که حتي ممکنه من صبح بلندشم ببينم جنون گاوي گرفتم!! _ حالا زنم ميگه تو عاديش چند مدل ديگه اش رو داري ! نياز به گاويش نيست ...) ولي خب ، با همه اين اوصاف باز هم ميريم و اين موجود عجيب و غريب من درآوردي به نام "پيتزا" رو ميخوريم ! خلاصه جاتون خالي ، خيلي خوش گذشت... ادامه ----- عليرضا عصار و باقي قضايا ! بالاخره اين گزارش تصويري کنسرت عصار هم آماده شد و در پندار منتشر شد. جناب بيژن کياني زحمت کشيده و يه عالمه عکس از اينجا تهيه کرده. ممنون . امشب من مي خوام براي اولين بار برم کنسرت عليرضا عصار، با مهران برادرم و امير قويدل. امير زحمت بليت ها رو کشيده. راستش بعدش هم قرار است برم من تولد يه دوست بنام امين که احتمالا همتون ميشناسينش. يه جشن خصوصي و جمع و جور. ادامه ----- نقش اول من باش گفت :تمام داستان هاي دنيا را داستان نويسان نوشته اند و. تمام شعر هاي دنبا را شاعران سروده اند. تمام فيلم هاي دنيا را هم فيلمسازان ساخته اند. ادامه ----- آريان،ساختار شکني در وبلاگ ها... آريان قزوين چيکار کرده ! الان که اين مطالب رو مي نويسم صف جمعيتي که براي شنيدن آهنگ هاي اريان در چند کوچه بالاتر بسته شده شديدا غافلگيرم کرد!اگر اين دوربينم رو آورده بودم اينجا حتما ميرفتم کلي گزارش مي گرفتم . حيف ادامه ----- ازدحام دغدغه هاي نا فرجام گم شده ام ! در ازدحام دغدغه هاي نافرجام که بيهوده مرا بسوي خود مي کشند. حسرت يک روز بي دغدغه را ترانه ها ،تنهايم نمي گذارند. ادامه ----- خرمشهر وطن يعني نماز عشق خواندن که دشمن را ز خونين شهر راندن... ادامه ----- آدم کوچولو ها ((آدم کوچولو هاي ۲۰ سانتي متري در حصارک کرج پيدا شدند-روزنامه حيات نو)) وقتي خبر را خواندم نمي دانيد چقدر شگفت زده شدم. يکي با خنده گفت شوخي سيزده به دره ! ولي تاريخ روزنامه چيز ديگري نشان مي داد ! يکي گفت يک شوخي رسانه اي است . اما از روزنامه ي معتبري چون حيات نو بعيد است. بهرحال نمي دانستم چه کار کنم. ادامه ----- خسته، فقط همين قارچ سمي فيلم خوبيست ! اما کمتر کسي اين را قبول دارد. وقتي کسي در را مي بندد يعني فرصت توضيح را از ديگري مي گيري. فقط همين! وقتي آدمهاي بزرگ کارهاي کوچک مي کنند آدمهاي کوچک خيلي تعجب مي کنند! فقط همين ! ادامه ----- ديگه دل مثل قديم عاشق و شيدا نميشه اين روزا شعراي شاملو بدجوري داره مي چسبه : ديگه دل مثل قديم عاشق و شيدا نميشه / تو کتابم ديگه اين جور چيزا پيدا نميشه / ... / تو نخ ابره که بارون بزنه / آخ اگه بارون بزنه / آخ اگه بارون بزنه / بذازين برکت جادوي شما / ده ويرونه رو آباد کنه / شبنم موي شما / جيگر تشنه مونو شاد کنه / شادي از بوي شما مس ميشه اينجا بمونه / غم بره گريه کنون / خونه ي عم جا بمونه ... ادامه ----- گوش ماهي ها ادامه ----- درست مثل خودم ادامه ----- |
|